پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین الگوی سیاست گذاری در صنعت گردشگری با محوریت توریسم کوهستان مورد بررسی قرار گرفت. از لحاظ هدف انجام، این تحقیق جزء تحقیقات کاربردی است. فلسفه پژوهش حاضر از نوع تفسیر گرایی است. در واقع رویکرد پژوهشی این مطالعه به لحاظ منطق گردآوری داده ها از نوع استقراء- قیاسی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های تحلیل مضمون و تحلیل عاملی تأییدی به کار گرفته شد؛ در مرحله طراحی مدل، استفاده از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی در حوزه قلمرو موضوعی پژوهش و نیز خبرگان در شرکت های توریستی و گردشگری، جامعه مورد نظر بوده اند. نمونه گیری در این مرحله از نوع هدفمند ارجاعی یا گلوله برفی که روشی غیر احتمالی است، می باشد. در این تحقیق نمونه های انتخابی شامل مدیران و کارشناسان شرکت های توریستی و گردشگری است که براساس تخصص، تحصیلات و تجربیات و مشغله های کاری به تعداد 25 مورد انتخاب شدند و از آنها مصاحبه به عمل آمد. در تحقیق حاضر، مصاحبه ها برای تعیین متغیرهای الگوی سیاست گذاری در صنعت گردشگری (توریسم کوهستان) از طریق تجربه بوده است. براساس یافته های تحلیل مضمون، 4 بعد و 14 مؤلفه مؤثر بر سیاست گذاری در صنعت گردشگری با محوریت توریسم کوهستان شناسایی شدند. این مضمون ها عبارتند: تقویت بنیه فرهنگی گردشگران، واکنش های هیجانی، بهبود سبک تصمیم گیری گردشگران، اثربخشی بازار.